قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1814

تاريخ الفي ( فارسى )

ناصر الدّوله نيز در تكريت به ملازمت خليفه رسيد . امّا ابن شيرزاد بعد از بيرون رفتن خليفه از بغداد شروع در ظلم و جور نموده كار به جايى رسانيد كه اكثر مردم بغداد جلاى وطن نموده از شهر بيرون رفتند . ابن شيرزاد حقيقت حال را به توزون اعلام نمود . توزون فى الحال با لشكرى آراسته از واسط متوجّه تكريت شد و به مجرّد رسيدن ميانهء توزون و سيف الدّوله كه پيشتر از ناصر الدّوله از تكريت به جانب بغداد آمده بود ، جنگ درگرفت . بعد از كارزار بسيار سيف الدّوله روى به هزيمت نهاده به معسكر برادر خود ، ناصر الدّوله ، پيوست و از آنجا مدد برداشته بار ديگر برابر توزون آمد . اتّفاقا ، اين نوبت نيز توزون فتح نمود و سيف الدّوله آنچنان گريخت كه ناصر الدّوله را خبر نشد . آخر الأمر ، ناصر الدّوله و خليفه ، المتّقى باللّه ، نيز گريختند ؛ چرا كه ، اكثر سپاه ايشان با سيف الدّوله بود . القصّه ، خليفه به اتّفاق ناصر الدّوله به نصيبين رفت و سيف الدّوله نيز به ايشان پيوست و توزون به استقلال و شوكت تمام به موصل درآمد و كسان به طلب خليفه فرستاد و ملايمت بسيار با خليفه كرد و مىگفت كه بعد از اين ، از صوابديد خليفه بيرون نخواهم شد . خليفه در جواب او فرستاد كه : صلح با من بىمصالحهء ناصر الدّوله و سيف الدّوله ممكن نيست . آخر الأمر ، توزون با ناصر الدّوله مصالحه كرد به شرط آنكه ناصر الدّوله هر ساله از ولايت جزيره و موصل سه هزارهزار و ششصد هزار درم به بيت المال رساند . ناصر الدّوله اين معنى را قبول نموده و توزون از موصل باز متوجّه بغداد شد و خليفه پيش ناصر الدّوله بماند . و از جمله وقايع اين سال آنكه در حين غيبت توزون ، معزّ الدّوله بويه واسط را خالى دانسته متوجّه آنجا گشت و بىجنگ و جدل آن شهر را به تصرّف خود درآورده اعمال توزون را بيرون كرد و خود در آنجا قرار گرفت . اين نوبت چون توزون از موصل به بغداد آمد بىتوقّف در بغداد متوجّه حرب معزّ الدّوله شد . در ميانهء ايشان قريب به ده روز مقاتله و محاربه بود . آخر الأمر ، چون معزّ الدّوله تاب مقاومت نداشت روى به گريز نهاد « 1 » و خلقى بسيار از سپاه او به قتل رسيد و غنايم بىشمار به دست توزون افتاد « 2 » . و چون توزون باز واسط را متصرّف شد به جانب بغداد مراجعت كرد و مرض صرعى كه عادت داشت ، باز معاودت نمود . و در همين سال ، ابو عبد اللّه بريدى برادر اعيانى خود ، ابو يوسف ، را به قتل رسانيد . منشأ آن بود كه ابو عبد اللّه بريدى خزانه‌اش كم شد و سپاه از وى ارزاق طلبيدند و ابو يوسف برادرش خزانه‌اى معمور داشت و ابو عبد اللّه از وى قرض مىخواست . او اندكى به او داد و شروع در مذمّت او كرد و او را

--> ( 1 ) . بنا به تصريح ابن أثير ، معزّ الدّوله برحسب تبانى كه با بريديها به عمل آمده بود اقدام به تصرّف واسط كرد ، ولى بريديها خلف وعده كردند ؛ - منبع پيشين ، ص 125 . ( 2 ) . از جملهء اسراى ديلميان كه به دست توزون افتاد فرزند داعى علوى بود ؛ - منبع پيشين .